روان شناسی کار یا روانشناسی سازمانی به عنوان یک علم می کوشد تا ضمن این که فرد مناسب(شخصیت +ویژگیها) را برای کار معینی انتخاب کند، کار مناسب(مدیریتی-کارمندی-نظامی- فنی- فکری -......) را نیز برای فرد معینی در نظر بگیرد. این نگرش در روان شناسی پیدایش رشته های جدیدی را همراه داشته است.
روان شناسی کاررشته ای از روان شناسی است که به مطالعه علمی رفتار(شخصیت )
آدمی در ارتباط با کار و فعالیت او در حرفه ها و مشاغل گوناگون می پردازد. زیرا برای
انجام هر کار و موفقیت در هر وظیفه شغلی نیاز به یک سری توانایی ها و ویژگیهای جسمانی، ذهنی و شخصیتی خاص است. مثلا در بعضی از مشاغل، توانایی های شناختی نقش اول را ایفا می کنند. در برخی دیگر نیروی بدنی و جنبشی بسیار اهمیت دارد و پاره ای از وظایف شغلی مستلزم دارا بودن توان بالای ارتباطی، مردم امیزی و حسن رفتار با دیگران است.در حالی که همه مردم به یک اندازه از این خصوصیات و توانایی ها برخوردارنیستند. برای رسیدن به کاری مفید توسط یک فرد باید اولا ان فرد را طوری انتخاب نمود که شایستگی انجام کار مورد نظر را داشته باشد. ثانیا باید او را برای انجام ان کار اموزش داد و ثالثا محیط کار مناسب و مساعد را برای او فراهم ساخت و رابعا
انگیزش لازم را در او بوجود اورد. یکی از فواید روان شناسی این است که روش ها و
آزمون های مناسب را برای سنجش و اندازه گیری خصوصیات و توانایی های افرادتهیه و معرفی می کند تا هنگام گزینش داوطلبان استخدام انها را به کار بگیریم ومزیت های ازمون های استخدامی این است که باعث کاهش هزینه های اموزشی میشود و از دوباره کاری ها پیشگیری می کند. باید دقت نمود که پس از ازمون مصاحبه روانشناس است که مکمل انتخاب فرد برای کار خاصی است.
برای شناخت هر انسان از چند طریق می توان اقدام کرد. اگرچه شناخت کامل از مجموع این راهها به دست می اید اما معمولا نمی توان به تمامی انها اقدام کرد. راههای اصلی برای شناخت انسان عبارتند از: 1 شناسایی بر مبنای خصوصیات ظاهری جسم (مورفولوژی ) که مشتمل بر شناسایی چهره و اندام است 2 شناسایی از طریق فیزیولوژی و شاخه های علم زیست شناسی مانند گروه های خونی 3 شناسایی بر مبنای روان شناسی ویژگی های رفتاری و خلق و خو، شخصیت و ویژگی های کلامی 4 شناسایی برمبنای اثار انسانی از قبیل خط شناسی، امضا شناسی و بررسی نقاشی و طراحی.
بسیار مهم است که تشخیص دهیم فردی که با او صحبت می کنیم ایا از نظر روانی سالم است یا بیمار. این کار با بررسی جنبه هایی از تکلم و رفتارهای طرف مقابل انجام می گیرد. اگر شخص احساس کند که مصاحبه کننده از ویژگی هایی چون خلوص و قدرت حل مشکلات برخوردار است و حالتی دوستانه و غیرسلطه جویانه دارد، رابطه اطمینان بخش ایجاد می شود.
اگر انسانها بتوانند از اطرافیان خود و دیگرانی که با انها در روابط اجتماعی شان در تماسندشناختی کامل تر داشته باشند، بی تردید خواهند توانست با انان رابطه ای سالم تر، کم برخوردتر یا بی برخوردتر، سنجیده تر و ماندگارتر داشته باشند. رابطه ای بدون برد و
باخت، بدون ازردن و ازرده شدن، بدون اسیب دیدن و اسیب زدن.
چه بسا انسان هایی که اگر انان را در دیدارهای نخست بشناسیم هرگز انها را به عنوان
دوست، همکار یا همسر انتخاب نمی کنیم و اگر بتوانیم هزاران سال نوری از انان فاصله
می گیریم تا به لحاظ اجتماعی و از همه مهمتر عاطفی لطمه ای نخوریم. چه بسا انسان
هایی که ناگزیر از تداوم ارتباطمان با انان هستیم و اگر انها را بهتر بشناسیم می توانیم درساعت های حضور در کنارشان رابطه بهتری با انان برقرار کنیم مانند نزدیکان،
خویشاوندان یا همکاران در یک محیط کاری .
شاه کلید موفقیت عشق است
به این پرسش پاسخ دهید:
«؟ ایا در این دنیا چیزی ارزشمندتر از عشق وجود دارد که دلتان برای ان بتپد »ٓ
وقتی این پرسش را با مردم مطرح می کنم، خیلی ها در پاسخ می گویند خواهان چیزی
بیشتر از عشق هستند. می گویند پول می خواهند، یا می گویند خواهان موفقیت هستند،
یا این که می گويند می خواهند اندامی متناسب و بدنی بی نقص داشته باشند.
اما حقیقت ان است که اگر به راستی به خود و به دیگران عشق بورزید، زندگی راسفری شگفت انگیز و پرشور و حال خواهید یافت و بدون توجه به اتفاقاتی که می افتد از وجود خویش لذت خواهید برد و احساس خرسندی و کامیابی سرتاپای وجودتان را فراخواهد گرفت.
کمک به دیگران یک نوع پیوند است که فرد را به یک تجربه دلپسند نزدیک میگرداند، حتی اگر این پیوند با غمها و ناراحتی های دیگران باشد. پیوند با دیگران مستلزم قبول یا بازگویی واقعیت هاست. بازگویی ان چه هست و تلاش برای آنچه باید باشد و ارتباط انسانی یعنی پیوند بین افراد، پیوند از صمیم قلب که درپی شراکت غم و شادی است.
روابط بین انسان ها مستلزم وجود اعتماد و اطمینان است. هیچ یک ازانسان ها دوست ندارند که یک عمر با حیله، تزویر و دروغ زندگی کنند.
هیچ کدام از آنها دوست ندارند که دروغگو باشند و از کاری که می کنندشرمنده گردند. ولی ترس از تجربه کردن و خطری که باید متحمل شوندآنان را از بازی کردن نقش و زیر نقاب رفتن ناگزیر می کند.
شخصیت شناسی کار
uf04c . شخصیت های زیر بعنوان نمونه مطرح شده اند uf04c
شخصیت شناسی نه تنها در سازمان کار ،بلکه در همه امور زندگی انسانهانقش دارد.
شخصیت افراد را بهتر بشناسید، چه شخصیتی برای چه کاری بهتر است ،ازعصبانیت های بی مورد دیگران پیشگیری نمایید و چه شخصیتی را برای دوستی انتخاب کنید و همسر مناسبی را برای ازدواج برگزینید.
بعضی از شخصیت ها به رفتار خود، آگاه و برخی دیگرنیز بی خبرند، گروهی از آنان
واقعا به ناهنجاری دچارند و دسته ای دیگر فقط نقش آن را بازی میکنند. مانند فردی
که نقش گزافه گویی را بازی می کند و از آن برای فرار و پنهان کردن مشکلات دیگر
بهره می برد.
انسان طبیعی کسی است که از انعطاف و کشش روانی نیرومندو هماهنگی برخوداراست. یک انسان واقع بین همواره درحال تعادل است، تعادل بین حالات درونی و بازتابهای
برونی، یعنی ظاهر و باطن وی با هم برابری دارند. کسانی که بیشتر به درون خویش می نگرند و در لاک خویش فرومی روند و نیز کسانی که تنها به ظواهر خویش میپردازند، هر دو دسته در افراط و تفریط هستند، بنابراین واقع بین نیستند.
دی شیخ گرد شهر همی گشت با چراغ
که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
بدو گفتند آنچه که می یابی یافت نشود
گفت انچه که یافت نشود آنم آرزوست
-1 شخصیت های متکی به خود یا دارای اعتماد به نفس
«؟ چگونه چنین اعتماد به نفس بالایی به دست آوردید »
«؟ برای تقویت اعتماد به نفس و خودباوری چه توصیه هایی دارید »
چه چیزی بیشترین کمک را به شما کرده تا بتوانید اعتماد »
به نفس و خودباوری و ارزش شخصی تان را به دست «؟ آورید
افرادی که اعتماد به نفس دارند در مقابل رویدادهای گوناگون با رفتار خود که قوی، محکم، آرام، موقر و متین است مشخص می شوند. در برابر فشارهای زودگذر مقاومت کرده و با اینده نگری به انچه که دارای ارزش بیشتر و دیرپا باشددل می بندند.خود را انسان باارزش و مفید می دانند و معتقدند دیگران انها رادوست دارند.
افرادی که اعتماد به نفس ندارند: رفتار این گونه افرادی به صورتی است که احساس میشود بی خیال و بی حال هستند و یا برعکس بیهوده منقلب می شوند.
خود را در دست لحظات و خوشحالی های زودگذر رها نموده و به سختی می تواننددر مقابل هوسها و تمایلات خود مقاومت کنند و به سادگی به وسیله دیگران متقاعد میشوند.
-2 شخصیت شکاک:
افراد مشکوک و دودل افراد بسیار خودپسندی نیز هستند زیرا که فقط به خود فکرمیکنند و در این نوع تفکر نیز ضعیفند به همین دلیل به حقایق اطراف نیز با شک وضعف مینگرند و آنها را آن طور که هست نمی بینند.
-3 شخصیت بیقرار:
در افراد بی قرار غالبا افکار سیاه ناپدید می شوند و جای خود را به شادی تصنعی میدهد. در این حالت احساس عیب و نقص درونی و احساس حقارت و تردید ودودلی از بین میرود. فرد بی قرار استراحت سرش نمی شود زیرا محرکات در اوفوق العاده نیرومند است و این فرد در چشم مردم فردی پرتحرک و خستگی ناپذیر و صاحب عزم و اراده پولادین جلوه می کند و از احترامی شایان توجه برخوردار می شود.
-4 افراد منفی باف یا بدبین:
دراین خصوصیت واکنشی آموخته می شود که در طول زمان و بر اثرتکرار زیاد بدون فکر و به طور خودکار از انسان سرمیزند. بعضی افراد درزندگی خود به مرحله ای میرسند که در آن مرحله نسبت به دیگران بیزارو بدبین و عیب جو می شوند، دستکاری و نیکویی را مثبت نمی پندارندو تصور می کنند که دنیا بر علیه آنان است و حتی یک بخت خوش ندارند که شرایط کودکی و خانوادگی و اجتماعی در این حالت دست دارند و این افراد بی هدف و بی امید می گردند.
-5 شخصیت درونگرا :
بعضی از افراد دارای شخصیت درونگرا هستند. ظاهری خونسرد و ارام دارند ونوعی عدم تعلق خاطر در انان به چشم می خورد. این اشخاص عموما خود راکنترل می کنند و افکار و احساسات خود را ابراز نمی دارند و اگر قرار باشند.این تیپ شخصیتی با تیپ برونگرا و گرم و اجتماعی رابطه دوستی و همکاری برقرار کند دچار مشکلات فراوانی می شود و ان دو از این همراهی با هم رنج میبینند. دمدمی مزاج بودن در دوست داشتن دیگران یک نوع بازی است که منبع عدم ایمنی در فرد است. افرادی که به این بازی تن در می دهند هرگزبرای یک احساس عمیق و پابرجا تربیت نشده اند
-6 افراد پرخاشگر :
ویژگی هایی چند از افراد پرخاشگر عبارتند ازاینکه: در حالت استراحت،ابروهای گره کرده، شصت های درهم فرورفته و آرواره های فشرده درحال کار و فعالیت،زنجیرگسیخته و فریادکشان و متظاهرند، همه افرادرا مسخره می کنند و دست می اندازند و همیشه جواب آماده در آستین دارند. همیشه اوقات چهره ای گرفته و پر از باد نخوت دارند و در برابر هرموقعیت تازه ای لحظه ای دست از تهاجم می کشند و به بررسی اوضاع
پیرامونی می پردازند.
-7 افراد وابسته :
وابستگی شدید به مادر، طبیعی نیست و در بزرگسالی، مشکلات فراوانی به همراه خواهد
داشت. مادر همیشه طرفدار کودک بوده و همواره کوشیده است تا بر کار اشتباه فرزند خودسرپوشی بگذارد. مسایل او را خود حل کند و به جای او تصمیم بگیرد و عمل نماید. اصولا مادران خودخواه که فقط نقش مادر را خوب بازی می کنند و کودک را به صورت موجودی کاملا وابسته به خود بارمی آورند، مسئول بیماری های روانی و عدم تعادل طبیعی فرزندان خود در آینده اند وکودکان آنان هنگامی که به سن بلوغ می رسند و پای در عرصه اجتماع می نهند، ناگهان با دنیایی روبه رو می شوند که با آن هیچ گونه آشنایی ندارند و در خود هیچ گونه آمادگی برای روبه رو شدن و مقابله با مشکلات حس نمی کنند و حامی آنان نیز نمی تواند در این مراحل کمکی بکند و مادران این گونه افراد خود دارای حالتی اضطراب، به گونه عصبی آن، ناکامی های زناشویی، خصومت دچار هستند.
-8 افراد خشک و متبکر یا به اصطلاح (عصا قورت داده ):
افراد خشک برای احساسات طغیانگرشان احتیاج به یک راه خروج دارند. در این شرایط اگر افراد خود را در موقعیت وجه المصالحه و سوء استفاده قرار دهند به رشد تکاملی خود هیچ کمکی نکرده اند. تکبر و انچه معمولا افاده می گویند،امری بسیار زشت و ناپسند است. فرد مبتلا به این حالت هرگز نمی تواند مسئله ای را به گونه ای واضح بررسی و تجزیه و تحلیل کند چرا که هنوز از خویشتن فاصله نگرفته و حب نفس بر احساس و عقل او چیره است. بدون بحث و گفتگو و صحبت، گاهی مشکلاتشان را نیز حل می کنند و پیش می برند.
-9 اشخاص لوده :
اشخاص لوده کسانی هستند که فکرمیکنند با دلقک بازی میتوانندتوجه دیگران را به خود جلب کنند.اینها نقشی را برگزیده اند تا درپناه آن در اجتماع مشکلات خود را با فرار از واقعیت ها فراموش کنند و توجهی را که همواره میطلبیده اند و شاید از کودکی تشنه آن بوده اند و به دست نیاورده اند این گونه به دست آورند. اصولابرای بعضی ها مسخرگی نوعی راه فرار در مواجه با مسائل جدی روزگار است.
نتیجه گیری 1:
بسیار مهم است که تشخیص دهیم فردی که با او صحبت میکنیم ایا از نظر روانی سالم
است یا بیمار.این کار با بررسی جنبه هایی ازتکلم و رفتارهای طرف مقابل انجام میگیرد.
اگر شخص احساس کند که مصاحبه کننده از ویژگی هایی چون خلوص و قدرت حل
مشکلات او برخوردار است و حالتی دوستانه و غیرسلطه جویانه دارد، رابطه اطمینان
بخش ایجاد می شود.
توانایی ایجاد رابطه خوب با فرد دیگر چیزی است که به دست اوردن ان به زمان زیادی نیاز دارد اما این کار با افزایش تجربه و اعتماد اسان تر می گردد.
اعتماد بیش از حد و غیرضروری به افراد می تواند مشکل افرین باشد بدبینی و بی اعتمادی به دیگران نیز میتواند زندگی را فلج کند وادمی را تحت فشارهای روانی قراردهد.
نتیجه گیری 2 :
این نمونه از شخصیت ها و بسیاری دیگرمربوط به انسانهایی است که در یک سازمان کار می نمایند .
تجسم نمائید که در یک واحد یکی دو نمونه از این نوع شخصیت ها به معنی واقعی وجود داشته باشد . مدیری که می بایست ارتقاء سطح بهره وری کار خود و هدف های سازمان خود را با همین انسانها و این ویژگیهاپیش برد ،دچار چه مشکلاتی است؟لذا این علم روانشناسی است که امروزه به کمک سازمان (واحد منابع انسانی ) آمده ومشاغل مهم و مورد نیاز سازمانها را برای کارمناسب در خور شخصیت او انتخاب می نماید .
پیام اخلاقی :
آنان که در زندگی و دادوستدهای عاطفی شان تنها به دنبال منافع خویش اند و همواره ترازویی درپیش رویشان قرار داده اند که مبادا بیش از آنچه از دیگران دریافت می دارند به آنها ببخشایند،غافلند که اگر پروردگار عالمیان می خواست با میزان اعمال و گفتار و نیات انسانها به آنان لطف کند وآنان را مورد عنایت خود قرار دهد شاید هیچ یک از ما بندگان سزاوار موهبت ها و نعمت ها و گره گشایی های آن بی همتای مهربان نبودیم.
شعار اصلی این مطلب برای جوانان:
مسئله شناخت زمانی نگران کننده می شود که به فکر بزگترین سرمایه گذاری زندگیمان یعنی انتخاب همسر مناسب می افتیم .